About

نمي دونم چه روزيه. نمي دونم براي چي دارم خودمو… نمي دونم بعد از اين چي كار مي كنم. نمي دونم منتظر چي ام. نمي دونم از پسش بر مي آم يا نه. نمي دونم چرا همه چيز داره يه جوري مي شه. نمي دونم چي كارش كنم. نمي دونم چي از خدا بخوام. نمي دونم اگه ديگه نتونستم… ولي مي دونم خيلي به اون چيزي كه انتظارشو مي كشيدم نزديكم. نمي دونم چه جوري… احتياجي به چيزي احساس نمي كنم. نمي دونم چرا انقدر بي تفاوتم. نمي دونم اين جور وقتا چه بلايي سر آدم مي آد. نمي دونم اگه هيچ بلايي سرم نياد معني اش چيه. نمي دونم اگه جدا قرار باشه يه بلايي سرم بياد جا مي زنم يا نه. نمي دونم با يه همچين چيزي مي شه ديوونه شد يا نه. نمي دونم ديوونه شدن هيچ كمكي مي كنه يا نه. نمي دونم وقتي ازش رد بشم هنوز همين آدمم يا نه. نمي دونم مي تونم ازش رد بشم يا نه. نمي دونم اصلا قراره اتفاقي بيفته يا من فقط دارم… ولي مي دونم سرما خوردگي از دهان به دهان، از چشم به چشم، از دست به دست، از پوست به پوست، از روح به روح، از صدا به صدا، از انگشت به انگشت، از سينه به سينه، از نفس به نفس، مثل هوا، مثل هواي گرم از يك جسم سرد به يك جسم سرد منتقل مي شه. نمي دونم هيچ دليل علمي اي داشته باشه. ولي مثل اينكه

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: